تبليغاتX

قلب آسمونی
Mon 16 Jun 2008
 

یاد خدا آرامبخش دلهاست

دنیای من دنیای عشق است و عشقم دنیایی مهربان.

قلبم خانه ی خداست . خدا خانه ی قلبم است . آن قدر بزرگ هستم که می توانم تمام دنیای

خدا را در وجودم جای دهم و آن قدر کوچک هستم که در قلب تمام دنیای خدا جای بگیرم.

بین قلب ها نه جدایی هست و نه هیچ فاصله ای. عشق گوهره ی تمام هستی است. همه

چیز با عشق به هم پیوند می خورد. هنگامی که قلبم به عشق کسی می اندیشد به آن

شخص وصل می شوم. وقتی مهربانی و آزادی دیگران را می پذیرم خود نیز به مهربانی

و استقلال می رسم. ما همگی معشوقیم. ما همگی عاشقیم. همگی برای ابراز عشق

است که در جستجوی آنیم و در این کار پاداشمان عشق است. هنگامی که به ندای عشق

گوش می سپارم به ماهیت راستین خود گوش فرا می دهم. چندان که از عشق می گویم

از سرشت راستین خود سخن به میان می آورم. همه ما عشق می ورزیم همه ما آن را

کامل تر و کامل تر انجام می دهیم. گذشته برایمان خاکستر و الماس به جای گذاشته است.

اکنون گلهای آنچه بوده ایم و بذر آنچه خواهیم شد در اختیار ماست. در قلبم بذر عشق

می کارم. در قلب دیگران بذر عشق می کارم. ما گلزار خداوندیم. همان گونه که خدا گلزار

ماست. هر گاه تشخیص می دهیم و درک می کنیم که چه کسی هستیم گلزارمان زیباتر

می شود. آن گاه که بدانیم چه هستیم عشقی می شویم عاشق تر و معشوق تر. عاشق

دنیا و کسانی هستم که دنیا را با آنها شریکم. دنیایی که با دیگران شریکم عشق قسمت

می کند.

+ نوشته شده در 10:58 AM توسط مهشید.