
یاد خدا آرامبخش دلهاست![]()
خدای من بر سجاده ای نشسته ام که در هر گوشه آن از بهاران رفته یادگارهایی به جای
مانده و اینک در انتظار یادگاری دیگر از نو بهاری دیگرند. خدای من هر بهار را سبزتر از دیگری
بر من می گشودی و من تا انتهای سپیدی آخرین فصلش شادمانه می رفتم و آن را به
نو رسیده ای دیگر می سپردم![]()
ای عزیزترین در گوشه ای از سجاده من نشانی از بهاری نه چندان دور می بینم. سفر.
تو مرا به سفری یگانه فرا خواندی سفری به درون به خویشتنم و در بهاری دیگر در سحری
عاشقانه بیدارم کردی تا اندیشه های شبانه ام را به آن بسپارم و رهایشان سازم. در بهاری
نزدیک تر ای نازنین در سایه خیالی از نور و معرفت رهایم ساختی تا بدانم بی شناخت تو
بهاران فصل تنهایی هاست![]()
خدای من و باز در بهاری پیش تر سودایی عارفانه در سرم انداختی که درد کوه است و
غربت و تنهایی کویری بی انتهاست. اگر تو نباشی و با تو و فقط با تو آن ها همه هیچ اند و
هیچ.![]()
در گوشه ای دیگر از سجاده ام ای مهربان ترین سلامی سپید به یادگار مانده است در
بهار پیشین مرا به سلامی میهمان کردی گرم و دلنشین تا با هر آن چه بوی زندگی. عشق.
معرفت می دهد آشتی کنم.![]()
اینک ای خدای من ای همیشه خدای من بر سجاده معطرم نشسته ام و به تمامی
نشانه های دیدارهای بهاری ام با تو می نگرم. با سفری آغاز کردم که آغازش تو بودی به
سحری عاشقانه رسیدم که بامدادش تو بودی. در سایه خیال تو به سودای عارفانه ای
رسیدم که تنها بهانه اش تو بودی![]()
به سلامی دوباره جانم دادی که صحتش تو بودی و اینک در انتظار بهاری نو هستم و
یادگاری دیگر از تو تا مرا به تقدیری برساند که قادرش تو باشی به حالی بگردانی که
محولش تو باشی![]()
امیدوارم سال خوبی داشته باشید سرشار از عشق و مهربانی خدا![]()