
خداوندا: من در تمام لحظات عمرم امیدوار بوده ام. من همیشه تو را با تمام وجودم احساس
کرده ام. دیده ام. و می بینم و باور دارم که بین من و تو فاصله ای نیست چون اگر تو از من
دور شوی و رهایم کنی و مرا به خودم واگذاری به جز تباهی و ظلمت به چه خواهم رسید؟
خدایا: به الهام های تو در فاصله ها محتاجم تا گام هایم به سوی سعادت و رستگاری هدایت
شود![]()
به شکیبایی تو محتاجم تا در خلوت و سکوت خودم لحظه ای از یاد تو و حضور آرام بخش تو
غافل نباشم. خدایا: باورم این است که صدایم را می شنوی و وقتی اشک هایم بر گونه هایم
می ریزد بارش رحمت تو مرا نوازش می کند و دلم آرام می گیرد![]()
در سکوت روحانی با گوش دل شنیدن پیام تو را لحظه شماری می کنم که یاد تو آرام و دلنواز
از راه می رسد و مرا در افق هدایت خود به سوی زیبایی و نشاط و رستگاری می برد.
ای خدای عشق: دلم می خواهد در راهت زانو زنم و پرواز مرغان عشق را در راهت ببینم.
دلم می خواهد پیوند زنم راه چشمان منتظر را به راهی که شاید باز گردد آن موسم شبهای
انتظاری ام![]()
دلم می خواهد آب شود دلم از اشک در راه تو. تو ای آشنای سفر کرده در راه قلبم.
دلم می خواهد شیونی دوباره بیاموزم تا این بار در هجرانت مرهم سینه ای شود که نشانی
از تو می خواهد.![]()