تبليغاتX

قلب آسمونی
Sun 20 Jan 2008
یاد خدا آرامبخش دلهاست

عشق ما رو از یاد نبرده خبر خوبیه مگه نه؟

هر روز میاد سراغمون . سری به حیاط خونه هامون می زنه .دست نوازش بر سر درخت

و گل و باغچه می کشه. چه خوبه که هنوز عشق نمرده. هر روز از نو زنده می شه.

یادمون میاره مهربونی هیچ وقت کهنه نمی شه. چه خوبه عشق یادمون می یاره  که محبت

هر چی که ییش تر ببخشیش بیش تر میشه

اگه کسی بهت بی معرفتی کرد تو بی معرفت نباش . تو کسی رو که بهت نیاز داره تنها نذار

اگه یکی تو رو نفهمید یکی هست که از جنس خودت باشه. حتی دشمنت رو هم در آغوش

بگیر. چون چیزایی ازش یاد می گیری که راه راست رو واست نزدیک تر می کنه. عشق

همیشه فاصله ها رو کوتاه می کنه . عشق آسمون به زمین از قصه لیلی و مجنونم

شیرین تره. خورشید قلب عاشق زمین و آسمونه

صدای تو طعم خورشید رو به یادم میاره. وقتی طعم صدات رو چشیدم یاد نوازش های

خورشید افتادم وقتی که زمین فکر می کرد تنهاست. انگار با خورشید قوم و خویشی. چه

آشنا بودی وقتی من رو یاد خودم انداختی. وقتی صدات تموم شد دلت هنوز با من بود .

گرم و داغ و مهربون

گفتم : ما رو باش خیال می کردیم بی نیازیم تو همین کوچه پس کوچه ها بی خیال واسه

خودمون پرسه می زدیم اما.... نه این طور نیست ما آدما به هم محتاجیم هر کی فکر می کنه

از محبت و عشق کسی بی نیازه اشتباه می کنه. ما هر کجای عالم که باشیم. به صداقت

هم به صدای نوازشگر هم به اعتماد هم محتاجیم.

به این که بدونیم دوستمون دارن به این که بگیم دوستت دارم.به پرتو عشق که مثل خورشید

آشناست. به تنور همیشه روشن محبت. اگه عشق رو شناختی بسه تا یکی فقط با دیدن

روی تو فندک روحش رو روشن کنه.اگه از هر عمل خیری از هر کلام نوازشگری جرقه های

عشق بسازیم بسه تا برای همیشه روشن بشیم.

شجاع باش. سهم خطایت رو در هر عمل نادرستی بپذیر . وسیع باش. سهم هر عمل نیکی

رو با سخاوت ببخش تا جا باز کنی برای فهمیدن . برای خورشید محبت و عشق. ردپای عشق

در روح ما کجاست؟ عشق پیوسته راوی وصله چرا از هم جدا شدیم. عشق یک مرحله است

شیرجه در دریای بی کران هستی ست. اوج پرواز یک پرنده ست. دوستی یک بستره مثل

زمین

با هر موجودی دوستی کن تا به مرحله عشق برسی. از اعتماد کردن خسته نشو. اون

آدمایی که بعد از هر فشار و سختی بعد از بی معرفتی باز به دنبال نورند باز به انسان

امیدوارند کسانی هستند که بار نادونی من و تو رو به دوش می کشند. خوب می دونی که

این جور آدما زیباترند. از جنس خورشیدند. تموم نمی شن .

احساس من بهم می گه تو هم از جنس نوری! چه خوبه برات می نویسم . تو صدات مهربونی

جار می زنه که من اینجام . هنوز خاطره صدات گرمم می کنه. تا رسیدن روز موعود به

خورشید اعتماد می کنم. ما از یاد بردیم خورشید نعمته! که بهش محتاجیم. اگه تو آینه

خودت رو نگاه کنی چشات یادت میارن که دنیا به خاطر عشقه که سبزه. حیفه حروم بشی.

بذار طعم خورشید رو بچشیم

حالا آمده با یه آواز که اون رو به تو پیشکش می کنه. به تو که از جنس خودشی. به روح

بی قرارت که دنبال مهربونی بی تابی می کنه! به صدای گرمت که طعم خورشید رو به یاد

زمین میاره.یادت باشه این آواز اولین ترانه من به روح توست: عشق ما رو از یاد نبرده خبر

خوبیه! مگه نه؟

 

 

+ نوشته شده در 12:57 PM توسط مهشید.