تبليغاتX

قلب آسمونی
Mon 10 Dec 2007
یاد خدا آرامبخش دلهاست

هر زمان که عشق اشاراتی به شما کرد در پی او بشتابید. هر چند راه او سخت و ناهموار

باشد. و هر زمان بالهای عشق شما را در بر گرفت خود را به او بسپارید. هر چند که تیغهای

پنهان در بال و پرش ممکن است شما را مجروح کند. و هر زمان که عشق با شما سخن

گوید او را باور کنید. هر چند دعوت او رویاهای شما را چون باد مغرب در هم کوبد و باغ شما

را خزان کند

زیرا عشق چنانچه شما را تاج بر سر می نهد به صلیب نیز می کشد و چنانچه شما را

می رویاند شاخ و برگ شما را هرس می کند.و چنانچه تا بلندای درخت وجودتان بالا می رود

و ظریف ترین شاخه های شما را که در آفتاب می رقصند نوازش می کند همچنین تا

عمیق ترین ریشه های شما پایین می رود و آنها را که به زمین چسبیده اند تکان می دهد.

عشق با شما چنین رفتارها می کند

تا به اسرار قلب خود معرفت یابید و بدین معرفت با قلب زندگی پیوند کنید و جزیی از آن شوید

عشق هدیه ای نمی دهد مگر از گوهر ذات خویش و هدیه ای نمی پذیرد مگر از گوهر ذات

خویش.عشق نه مالک است و نه مملوک زیرا عشق برای عشق کافی است.وقتی که عاشق

می شوید مگویید خداوند در قلب من است بلکه بگویید من در قلب خداوند جای دارم

و گمان مکنید که زمام عشق در دست شماست بلکه این عشق است که اگر شما را

شایسته ببیند حرکت شما را هدایت می کند. عشق  را هیچ آرزو نیست مگر آنکه به ذات

خویش برسد. اما اگر شما عاشق هستید و آرزویی می جویید. آرزو کنید که ذوب شوید و

همچون جویباری باشید که با شتاب می رود برای شب آواز می خواند

آرزو کنید که رنج بیش از حد مهربان بودن را تجربه کنید. آرزو کنید که زخم خورده فهم خود

از عشق باشید و خون شما به رغبت و شادی بر خاک ریزد. آرزو کنید سپیده دم بر خیزید

و بالهای قلبتان را بگشایید و سپاس بگویید که یک روز دیگر از حیات عشق به شما عطا شده

است

آرزو کنید که هنگام ظهر بیارامید و به وجد و هیجان عشق بیاندیشید. آرزو کنید که شب هنگام

با دلی حق شناس و پر سپاس به خانه باز آیید و به خواب روید با دعایی در دل برای معشوق

و آوازی بر لب در ستایش او......

  جبران خلیل جبران

+ نوشته شده در 10:33 AM توسط مهشید.