تبليغاتX

قلب آسمونی
Sun 12 Aug 2007
یاد خدا آرامبخش دلهاست

نشونی خدا

می گی : پس کو. پس کو این خدا ؟ می گم تو اگه اشک داری چرا

دنبالش می گردی ؟ می گی خسته شدم بس که صداش کردم. ازت

می پرسم اون خسته نشد بس که صداتو شنید ؟ می پرسم چرا

صداش می کنی ؟ می گی بهش نیاز دارم. می خوام کمکم کنه.

می گم اگه امروز که تو دنبالش می گردی به خاطر نیازته اون یه عمره

که سراغتو می گیره .بدون اینکه بهت نیازی داشته باشه. یه عمره که

کمکت می کنه. بدون اینکه توقعی ازت داشته باشه. می پرسم

مطمئنی علت جست و جوت فقط نیازته ؟ سکوت می کنی و توی فکر

می ری. بهت می گم اما من فکر می کنم دلیل اصلیش این نیست.

می پرسی پس چیه ؟ می گم اگه دنبالش می گردی و صداش

می کنی در واقع اون صدات کرده و خواسته سراغشو بگیری اما تو باز

جای جواب دادن به صداش دنبال جواب صدات می گردی! می گی پس

چرا صداش می کنم و جوابی نمی ده ؟ می گم منتظری صدای جوابشو

بشنوی ؟ اون صبح تا شب و شب تا صبح داره باهات حرف می زنه.

از دریچه معجزه دیدن چشمات. شنیدن گوش هات. حرف زدنت. نفس

کشیدنت. مراقبت و حمایتت و ... فراموش کردی ؟!! راستی فاصله به

زبون آوردن این خدایا تا خدایا گفتن بعدیت چقدره ؟ تو داشتن این نعمت

ها ردپای چه کسی رو می بینی ؟ کسی غیر از اون که الان

می پرسی کجاست ؟ مهم تر از این همه وقتی با امید دعا می کنی

وقتی خدا رو صدا می کنی این خود خداست که پنجره دلتو رو به خودش

باز کرده. این خود خداست که به ضیافت دیدارش دعوتت کرده. چقدر

واسه شریکت تو این ضیافت آماده ای ؟ چه هدیه ای واسه میزبانت

می بری ؟ یه دل شکسته ؟ یه دل بی قرار ؟ یه دل پاک ؟ یه دل

پشیمون ؟ یه دنیا گلایه ناشکری یا سبد سبد تشکر از محبت های

نابش ؟ نکنه اون قدر سرت شلوغ شده که حتی متوجه نشی مهمون

خود خدایی. چرا گاهی دچار اشتباه می شیم و فکر می کنیم گواه

بودن خدا اینه که هرچی ازش می خوایم بهمون بده .یه وقتایی همین

ندادن هاش دیر دادن ها یش دلیل بودن خداست. اگه خوب هواتو داره

که واست بد پیش نیاد اگه چیزی خواستی که خدا واسه خاطر خودت

واست نخواسته دلیل موجهی نمی شه که بی تامل بگی پس این خدا

کجاست ؟ یه وقتایی تو دردسر گم شدن ها همین حس تنها شدن و

تنها موندن ها یه میون بر کوتاه واسه رسیدن به خداست. اگه بازم دلت

شکست. اگه یه بغض شیشه ای تو خونه گلوت نشست. بدون که این

دریافت یه دعوتنامه از سوی خداست. واسه شرکت توی یه ضیافت

دیداری دوباره. برای دیداری بی واسطه و نزدیک با خود خدا.

درسته روی این دعوتنامه هیچ نشونی قید نشده اما پیدا کردن محلش

کار آسونیه. اگر چه به ضیافت باشکوهی دعوت شدی اما نباید مکان

برگزاریش جای دوری آن سوی ابرها یا تو اوج آسمونا باشه. گاهی

باشکوه ترین ضیافت ها جای خیلی نزدیک تر مثلا توی قلب خودمون

برگزار می شه.خدا همین جاست به همین نزدیکی.بیا صداش کنیم

اما هرگز از خودمون دور نبینیمش.  به جای اصرار واسه اون چه خودمون

می خوایم ازش چیزی رو بخوایم که اون برامون می خواد و بهش اعتماد

کنیم. و یادمون باشه از کسی کمک خواستیم که امین تر معتقد تر

بخشنده تر از اون نزدیک تر و مهربون تر از اون هیچ کجا وجود نداره.

اون که از رو بزرگی اش روی هیچ کدوم از بنده هاشو زمین نمی ندازه.

اون مطمئن ترین کسی است که همیشه هست و هیچ وقت

درخواست کمکمونو رد نمی کنه.

ببخشید اگه زیاد نوشتم این جملات آنقدر زیبا هستند که نمی شه

حتی یه جمله رو حذف کرد. ممنون از همه دوستان خوبم.

+ نوشته شده در 12:54 PM توسط مهشید.