|
یاد خدا آرامبخش دلهاست خدایا: می خواهم آنقدر از تو بنویسم که همه ذرات وجودم غرق تو شود نه من بمانم و نه قلبی که جز برای تو می نویسد. می خواهم آنقدر در خاموشی و سکوت دلم صدایت کنم که زبانم جز نامت و یادت چیزی نگوید. خدایا: می خواهم آنقدر دوستت داشته باشم که قلبم دوست داشتن هر چیزی جز تو را فراموش کند خدای خوبم: دستانم را که مدت هاست خالی مانده اند به سوی تو دراز می کنم . قلبم را که مدت هاست کسی در آن جایگاهی ندارد به تو تقدیم می کنم . باشد که دست های خالی ام از برکت حضورت باز هم سرشار شوند و قلب تنهایم به حرمت قدوم تو باز هم رنگ عشق پذیرد. پروردگار مهربانم: کویر خالی وجود من تنها با توست که باز هم پذیرای بهار می شود پس خشکسالی نگاهم را مپسند. پ۱:اعتماد به خدا بهای هر چیز گران بها و نردبانی به سوی هر بلندایی است. امام جواد (ع) پ۲:دوست داشتن کسانی که دوستمان می دارند کار بزرگی نیست مهم آن است آنهایی را که ما را دوست ندارند دوست بداریم.
یاد خدا آرامبخش دلهاست وسعت عشق عشق حسی است که در غروب می توان دید وسعتی است که در قطره ای می توان چشید. و نام دیگر پرستش است. عشق یعنی تیک تاک دل . انتظار و گریستن . کلمه ای است نامحدود که هیچ شاعری را یارای فهم آن نیست. تصویری کهنه از سیمایی دیرینه و آشنا. تصویر قطره ای اشک و شبنم که بر گونه گل سرخ فرو می چکد. پ ۱: دوست داشتن همیشه گفتن نیست گاه سکوت است و گاه نگاه. پ ۲: زشت ترین عیب ها عدم گذشت از لغزش مردم و بزرگ ترین گناهان شتاب کردن در انتقام است. امام علی (ع)
یاد خدا آرامبخش دلهاست خوشحالم که دلم مال توست. تق تق... من خوابم و کسی آن طرف در ایستاده و در می زند و با هر کوبش در قلبم را می لرزاند. کسی آن طرف در قلبم ایستاده و چه اصراری دارد تا به قلب سوت و کور من وارد شود. مادرم می گوید که قلب جای دوست است و من هر روز منتظرش می مانم تا بیاید و بشود صاحبخانه. بشود صاحبخانه و مرا از این همه غم نجات بدهد. من اینجا هستم پشت در... پشت در قلبم .قلبی که جای توست و من هنوز تو را پیدا نکرده ام با خودم فکر می کنم شاید این تو باشی که داری به در می کوبی. با شوق در را باز می کنم.در را باز کرده و نکرده چشمم به ابلیس می افتد . دست هایم یخ می زنند. ابلیس به رویم لبخند می زند. می ترسم و به تو فکر می کنم . به تو که صاحبخانه دلم هستی. فکر می کنم اصلا قلب من لیاقت حضور تو را دارد؟ یکهو از خواب می پرم ابلیس را که می بینم. ترس مرا از خواب بیدار می کند. ترس و شاید شرم. بله حتما شرم. از تو شرم دارم نمی دانم به خاطر آمدن ابلیس بود که تو هم آمدی تا از دستش نجاتم دهی و من هم تو را. حضور تو را حس کردم یا تو همیشه پیشم بودی و من تو را نمی دیدم تو همیشه پشت این قلب در می زدی تا من حضورت را حس کنم و من چه غافل بودم که تو را نمی دیدم صدایت را نمی شنیدم و حالا چه لذتی می برم که حضور تو بیدارم کرده است. خوشحالم که پیشم هستی. خوشحالم که قلبم مال توست . وقتی تو با منی تمام شادی ها با من است. وقتی تو با منی تمام خوبی ها با من است. خدایا: دوستت دارم و خوشحالم که دلم مال توست پ۱: بدان که تو از دید خداوند پنهان نیستی پس بنگر که چگونه هستی. امام جواد (ع) پ۲:همیشه نگاهی را باور کن که وقتی از آن دور شدی در انتظارت بماند.
یاد خدا آرامبخش دلهاست خدایا: من تو را در خلوت شب های عشاق می جویم. در سکوت دلنشین نیمه شب که همه موجودات عالم در خوابند. تو در ترنم باران بهاری که دلنشین ترین نغمه حیات است می بینم. و تو را در آوارگی و سرگردانی پرندگان عاشق شهرمان می جویم. تو را در ابهت کوهستان های سر به فلک کشیده که دره های ژرف را در دل خود جای داده اند و یا در قطره شبنم نشسته بر برگ گلی و یا قطره ای که از شاخه ای باران زده می چکد می جویم. در فروغ روشن یک شمع که تاریکی را پایان می بخشد و یا در روشنایی خیره کننده خورشید. من تو را در سوسوی ستارگان دور دست که آسمان شب را به زیبایی می کشانند می جویم. تو را در رویش یک جوانه. در موج دریاهای خروشان. در تپیدن یک قلب عاشق و در صدای یک نفس که در آخرین لحظات به امید ماندن می تازد می جویم. خدایا: من تو را در همه این ها می جویم و در همه این ها می یابم. تو در تمام ذرات وجودم جریان داری و با منی. هر لحظه و هر کجا دستم بگیر. پ ۱: آن که در ماه رمضان آمرزیده نشود پس در کدام ماه آمرزیده می شود؟ پ ۲: دوستان خوبم در این شبهای عزیز یادمون نره دعا کنیم.
یاد خدا آرامبخش دلهاست رمضان قطعه ای از بهشت خداوندی است در جهنم دنیای مادی. رمضان قطعه ای از رحمت و مغفرت الهی است. رمضان مهمانی خداست برای بندگان خوب و شب های قدر. شب های راز و نیاز. شب های بیان دلتنگی ها. شب های مهر و محبت. رحمت و مغفرت. عفو و بخشش و عید سعید فطر. روز بنده نوازی. روز احساس همه زیبایی ها و روز دوستی با خدای مهربان. روز لبخند. روز شادی. روز خنده های واقعی. ساقی این مهمانی علی(ع) است پیامبر(ص) در راس مجلس نشسته است و علی(ع) مجلس داری می کند. حسن(ع) و حسین(ع) به میهمانان رسیدگی می کنند. سراغی از فاطمه(س) نیست. مجلس ساکت و بی صداست. خوب که نگاه می کنی در گوشه ای از مجلس در کنار پیامبر (ص) فاطمه(س)را می بینی دست بر پهلو نشسته توان بلند شدن ندارد. احوال میهمانان را نشسته جویا می شود. او باطن لیله القدر است. او مادر پیامبر(ص) است. او مادر سروران جوانان اهل بهشت است. او محرم درد دل های علی مرتضی(ع) است. همه بر سر سفره ی رحمت الهی اند. ولی زینب(س) کجاست؟ او دست بر زانوان در کنار مجلس خیره بر سیمای حسین(ع) قطرات زیبای اشک بر گونه هایش نشسته است. مطمئن باشید هیچ مهمانی از این مجلس گناه کار خارج نمی شود. مجلس دارش رحمه للعالمین است. ساقی اش علی(ع) و میزبانانش ائمه اطهار. دوستان خوبم در این شبهای عزیز دعا یادتون نره. پ ۱: اگر خدا بداند بنده اش از گناهی پشیمان شده است پیش از آن که طلب آمرزش کند او را خواهد بخشید. حضرت محمد(ص) پ ۲: خداوند به تمام سوالات بندگان تنها به یک روش پاسخ می دهد: با عشق و عطوفت.
یاد خدا آرامبخش دلهاست گاهی وقت ها چیزهایی هست که اگه تو بخواهی به دست نمی یاد اما فقط کافیه دستات رو ببری بالا. بالای بالا و رو به آسمون ازش بخوای که دستت رو بگیره و کمکت کنه. و باور داشته باشی که این کار رو می کنه . چون اون خیلی بزرگه . خیلی مهربونه. پس صداش کن با تمام وجودت و با تمام احساس اون رو فریاد برن. تو رو می بینه صدات رو می شنوه و تو رو فقط به خاطر خودت دوست داره. فقط به خاطر خودت. به خاطر این که هستی. وجود داری. از بین همه مخلوقاتش تو رو لایق دونسته که جانشین اون روی زمین باشی که رسالتش رو دوش تو باشه. صداش بزن ازش بخواه وجودت رو با عطر یادش سیراب کنه. دستاش رو محکم بگیر با تمام وجود اون رو حس کن. تو رو اون جایی می بره که بهترینه. اون برات بهترین ها را می خواد. بی انصافیه که تو چیزی غیر از این بخوایی. تو این طوری فکر نمی کنی؟ پس ازش می خوام که دستم رو بگیره و کمکم کنه . درسته که اگه من بخوام شاید به دست نیاد اما اگه خدا بخواد دیگه حتما دست یافتنی می شه. با خودت رو راست باش. در جست و جوی نور باش نور را می یابی مطمئن باش. پ ۱ : در اوج قدرت انسان باش. امام علی( ع ) پ ۲ : اگر می توانی خوشی و شادمانی را در حرکت یک پروانه پیدا کنی پس هنوز امید داری.
یاد خدا آرامبخش دلهاست من به حرفهایت گوش سپردم. رو به آسمان رو به توده ابرها نشستم و در دل خدای مهربان را صدا کردم. برای خودم. آرزوها و آرمان هایم دعا کردم برای دل شکسته ام گریستم فریاد زدم . گریه کنان طلب رحمت کردم. صدایی نیامد هیچ تغیری آشکار نشد. رو به جلو گام برداشتم و رو به رویم پسری کوچک را دیدم روی ویلچرش نشسته بود و با دست هایی رو به آسمان برای همه مردم دعا می کرد. بعد برای مادرش و دوست صمیمی اش که گرفتار بیماری شده بودند دعا کرد. اشک های زیبایش فرو می ریختند. دست هایش برای گرفتن رحمت الهی باز بود. ناگهان ابرها کنار رفت و خورشید فروزان بر بالینش آمد. آن روز درس بزرگی از این کودک ۵ ساله که فلج بود گرفتم. آموختم باید اول مردم را دوست بداری بعد خودت را. آموختم که دل بزرگ دریای همه است و دل کوچک یک نهر بی آب.
یاد خدا آرامبخش دلهاست صبر کن خدا بزرگه دل من یه روزی همون که می خواستی می شه یه روزی همون خدای مهربون واسه مرغ آرزوت پر می کشه. دل من تو تنها نیستی دل من نگو از تنهایی و دلواپسی قصه های غصه هات تموم می شه صبر کن یه روز یه جایی یه کسی. صبر کن دنیا کوچیکه دل من یه روزی بهاری می شه این خزون دل من چشماتو وا کن و ببین ستاره می یاد رو بوم آسمون. یکی هست که تو رو باور می کنه یکی هست که غصه ها تو فهمیده یه روزی دستات رو آروم می گیره یه جوری راه رو بهت نشون می ده. دیگه تنها نمی مونی دل من نگو از تنهایی و دلواپسی قصه های غصه هات تموم می شه صبر کن یه روز یه جایی یه کسی.
یاد خدا آرامبخش دلهاست وقتی که بی هیچ سوالی یا شکی می دانی و باورش داری که خداوند در انجام هر کاری حضور دارد و یاری ات می دهد تا از آن رهایی یابی کلیدی طلایی را در دستانت خواهی داشت کلیدی که برایت عشق و شادی و آرامش به ارمغان می آورد.
یاد خدا آرامبخش دلهاست خدایا : به تو عشق می ورزم که به من قدرت عشق ورزیدن را آموختی. خدایا: من با تو سخن می گویم که توانایی سخن گفتن به من بخشیده ای خدایا: من با تو راز و نیاز می کنم که به من اجازه دعا کردن داده ای خدایا: من بخشندگی را از تو آموختم به همه آنانی که از کنارم می گذرند کلام خوش و نیت خیرم را می بخشم. خدایا: تو به من قدرت انتخاب داده ای من راه عشق را برگزیده ام که در حرم الهی تو منزل کنم خدایا: تو با مهر به اعمال من می نگری تا من بیاموزم.... نخست به خودم بنگرم از خود بپرسم خویش را سرزنش کنم و برای گناه خویش کسی را جز خود مقصر نبینم. خدایا: گاه نمی دانم مقصدم کجاست خسته و بی سامان با ابرهای دلتنگی که از چشمانم می گریند خود را فرو می ریزم. می گذارم شیون دلم از میان تاریکی ها بگدرد و بی تاب آغوش تو نور را بجوید . از لابه لای تاری اشکم انوار عشقت را میبینم که برای رسیدن به من عرش را در می نوردند. خدایا: حریم رحمتت را بر سرم می نشانی تا بیاموزم محبت سبک و لطیف بر وجود دوست می نشیند. باران رحمتت بر زندگی ام می بارد تا عطش حسد دلم را فرو نشاند. به من می آموزی که رشد در عشق جوانه می زند عشق در محبت ریشه می دواند و محبت سر فصل همه آموختنی های توست و دلخوشی من به آن روزی است که مهر در قلبم بی بهانه غروب طلوعی جاودانه داشته باشد....
|
About
Home
|